فصل دوم جغرافياي افغانستان و ساختار سیاسی
3 -1- 2 جغرافياي افغانستان
الف ) موقعيت جغرافيايي (2) :
افغانستان با بيش از 650 هزار كيلومتر وسعت (محصور در خشكي) در جنوب آسيا قرار دارد و جز كشورهاي خاورميانه بزرگ محسوب مي گردد.
كشورهاي هم مرز با افغانستان :
پاكستان (2430 كيلومتر) تاجيكستان (1206) ايران (945) تركمنستان (744) ازبكستان (137) چين (76)
جمعيت (3) :
بيش از 28 ميليون نفر كه46 درصد را مردان و 54 درصد را زنان تشكيل مي دهند و از اين تعداد 42 در صد افراد زير 14 سال و 01/55 درصد افراد بين 15 تا 64 سال مي باشند.
دسترسي به خدمات پزشكي: يك پزشك براي هر 50000 نفر افغاني
احتمال مرگ كودكان : 146 كودك از 1000 كودك افغاني (4)
مليت : افغان
قوميتها و نژادها : پشتو ، تاجيك، هزاره ، ازبك و ...
پايتخت : شهر كابل با جمعيت بيش از دو ميليون نفر
روز ملي : 19 آگوست 1919و 8 ثور 1371
تاريخ عضويت در سازمان ملل : 1946
نوع حكومت : رياست جمهوري و به رياست آقاي كرزي منتخب ملت اداره مي شود.
واحد پول : افغاني (AFA) و هر صد هزار افغاني معادل يك لك مي باشد.
نوع تبادل از : 1 افغاني = 170 ريال (2004) 50 افغاني = 1 $ (2006)
سال مالي : اول فروردين هر سال خورشيدي (21 مارچ)
شركاي تجاري : ايران – امارات متحده – هندوستان – آلمان – فرانسه – ايالات متحده امريكا – پاكستان – تركمنستان – ازبكستان
ب) جغرافياي طبيعي (5)
افغانستان سرزميني كوهستاني و محاط بر خشكي است، وبه جز «اردن هاشمي» تنها كشور خاورميانه بزرگ محسوب مي شود كه به «دريا» راه ندارد. اين سرزمين در نيمكره شمالي، نيمكره شرقي و در محدوده آسياي ميانه واقع است. مساحت آن را در منابع مختلف بين 620 تا 700 هزار كيلومتر مربع ذكر كرده اند، اما مطابق آمار هاي رسمي 225، 652 كيلومتر مربع مساحت داشته و چهلمين كشور جهان به شمار مي آيد.
طول مرزهاي افغانستان حدود 5800 كيلومتر مي باشد كه شامل 2384 كيلومتر در شمال با جمهوري هاي تاجيكستان،ازبكستان و تركمنستان، 2240 كيلومتر از مشرق و جنوب با جمهوري اسلامي پاكستان،73 تا 93 كيلومتر مربع از سمت شمال شرقي از طريق تنگه واخان با ايالت مسلمان نشين سين كيانگ (تركمنستان) جمهوري خلق چين و 855 تا 930 كيلومتر در مغرب با جمهوري اسلامي ايران (كه 619 كيلومتر آن با استان خراسان مي باشد) بيشترين فاصله شرق تا غرب افغانستان 1240 كيلومتر، و شمال تا جنوب آن 855 كيلومتر است و حداقل فاصله آن با آبهاي آزاد جهان 500 كيلومتر است.
قسمت هاي وسيعي از خاك افغانستان را عمدتا در شمال و شرق كشور، كوهها و سنگلاخ ها پوشانده است كوههاي هندوكش به طول 600 و عرض 100 كيلومتر از سمت شمال شرقي به طرف غرب و جنوب غربي كشيده شده و تقريبا از ميانه كشور مي گذرد. اين كوهها بيش از نيمي از سرزمين افغانستان را فرا گرفته، و براي شهرهاي «كابل»، «قندهار» و «هرات» ارزش استراتژيكي مهمي ايجاد كرده است. كوههاي قدر به طرف مغرب امتداد مي يابند، از ارتفاع آن كاسته مي شود و در نزديكي مرزهاي ايران تبديل به كوهها و تپه هاي كم ارتفاع مي گردند. در ارتفاعات هندوكش همواره برف وجود دارد. حتي در تابستان ها نيز قله ها و يخچال ها پر برف است در ميان ارتفاعات هندوكش دره هاي عميق و خوش و آب و هوا و حاصلخيزي وجود دارد كه محيط مساعدي براي پرورش دام و توليد ميوه است. افغانستان سرزمين افراط و تفريط است كوهها سر به فلك كشيده و دره ها عميق باران هاي بهاري و تابستان هاي خشك،زمستان هاي بسيار سرد و تابستان هاي گرم، ارتفاعات پوشيده از برف در طول سال و سرزمين هاي پست و خشك و سوزان. اين افراط و تفريط در زندگي اجتماعي نيز وجود دارد. سرزمين افغانستان در طول تاريخ گلوگاه تهاجم به هند بوده است؛ جنگجويان بسياري چون «اسكندر مقدوني»، «محمود غزنوي» ، «تيمور گوركاني»، «نادر شاه افشار»، از پيچ و خم كوهها و دره هاي اين كشور خود را به هندوستان رسانده اند. علاوه بر اين تا قبل از كشف راههاي آبي در قرون جديد و سپس توسعه راههاي هوايي، خط مسير بازرگاني شرق و غرب،از دشت شمالي آن عبور مي كرد. محل عبور كاروانهاي جاده ابريشم از اين سرزمين بوده كه عموما ازطريق قندهار به هند و از طريق بلخ به چين مي رفت پس از كشف راههاي آبي و سپس توسعه راههاي هوايي، افغانستان مانند ساير سرزمين هاي آسياي مركزي، تبديل به منطقه اي بن بست شد و گذر هيچ بيگانه اي به آنجا نيفتاد. همچنين ارتفاعات افغانستان سپر استراتژيكي مستحكمي بين آسياي شمالي و آسياي جنوبي است.
مهمترين عوارض طبيعي افغانستان عبارتند از :
الف ) كوهها و كوهستان ها :
مهم ترين ارتفاعات كشور از اين قرار است :
1- هندوكش (6298 متر) 2- پامير كوچك ، (6281 متر دروخان) 3- بدخشان (5355 متر) 4- بابا (5413 متر، باميان) 50 سفيد خراس 6- ترغان (3982 متر) 7- سفيد كوه ( 4755 متر، سكرم) 8- نورستان 9- شاه مقصود (2773 متر) 10- مزار (3787 متر) 11- هزار جات (4101 متر، تهران) 12- بندبيان 13- چلبدالان 14- سياه كوه 15- بالا كوه (3872 متر) 19- دو شاخ (2110 متر) 20 ياه بند (2560 متر) 21- چاغي
ب ) رودها
رودهاي افغانستان (كه به آن دريا مي گويند)، از كوههاي مركزي و مناطق شرقي كشور سرچشمه گرفته،به سمت غرب و جنوب جريان مي يابد. به دليل ارتفاع زياد كوهها و كاهش نسبتا سريع ارتفاع كوهها، سرعت آب ها بسيار زياد است و به همين جهت براي توليد انرژي برق مناسب است.
مهمترين رودهاي كشور عبارتند از :
1-آمودريا (جيحون) از كوههاي پامير سرچشمه گرفته و حدود 1126 كيلومتر از آن در قسمت مرزهاي شمالي كشور با تاجيكستان، ازبكستان و تركمنستان مي باشد و قسمت هايي از آن قابل كشتيراني است در سواحل آن رودخانه شيرخان بندر و بندر حيرتان قرار گرفته كه كالاهاي صادراتي يا وارداتي افغانستان به ممالك آسياي ميانه از اين طريق مبادله مي شود. جيحون داراي آبشارهاي متعدد است و براي توليد نيروهاي هيدروليك قابل استفاده است. 2- هيرمند (هلمند): از كوههاي يغمان در غرب كابل سرچشمه گرفته و 1400 كيلومتر طول دارد و در جنوب غرب افغانستان قسمت كمي از مرز مشترك ايران و افغانستان را تشكيل مي دهد و مهمترين منبع تامين آب درياچه هاي سيستان و بلوچستان و اراضي زراعي شمالي آن است. 3- هريرود – از كوه بابا در مركز افغانستان سرچشمه گرفته،از هرات مي گذرد و در شمال غربي كشور اندكي از مرز مشترك ايران و افغانستان را تشكيل داده سرانجام در ريگزارهاي تركمنستان فرو مي رود. 1230 كيلومتر طول داشته و داراي آبشارهاي متعدد است و براي توليد نيروي برق مناسب است. 4- كابل رود : از كوههاي شرقي سرچشمه گرفته از وسط دو شهر مهم «كابل» و «جلال آباد» عبور كرده وارد خاك پاكستان مي شود و به رود «سند» مي ريزد. 5- درياي پامير. 6- كوكچه 7- فرخار 8- درياي كندوز 9- درياي خلم 10- بلخ 11- درياي بند امير 12- درياي پنج 13- درياي كند 14- درياي غربي 15- رود لوره 16- ترناك رود 17- درياي ارغنداب 18- خاش رود 19- فراه رود 20- نيزگان 21- تكاب استادن 22- شيرين تكاب 23- درياي مرغاب 24- درياي اولنگ 25- رودگز
ج ) درياچه ها :
درياچه هايي بسيار كوچك، به نام هاي «آب ايستاده مقار» «بند كجكي»، «بندعنداب»، «دق پتركان»، (در مرز ايران) ، «هامون پورك» و «دشتنمدي» دارد.
د ) دشت ها :
كه عموما در شمال و شرق هستند. از جمله : 1- دشت برنگ 2- دپشت رود 3- گرمسير 4- ريگستان 5- سياه سنگ 6- دشت مرغو (مارگو) 7- دشت خلش 8- دشت همدم آب 9- هجده نهر 10- دشت نمدي
ه ) آب و هوا :
طبيعت افغانستان به خاطر ارتفاعات سر به فلك كشيده و رودخانه هايي كه از آن سرچشمه مي گيرد، زيباست و تنوع آب و هوا در آن مشهود است. زمستانهايش بسيار سرد (تا 40 درجه زير صفر) مي باشد آب و هوا از يك استان به استان ديگر و از يك شهر به شهر ديگر تفاوت دارد بارندگي نيز در نقاط مختلف متفاوت مي باشد و بين 100 تا 400 ميلي متر در نوسان است. اين مقدار در مناطق شرقي بين 250 تا 400 و در مناطق غربي و جنوب غربي بين 100 تا 150 ميلي متر است در مناطق مركزي به علت وجود ارتفاعات و بارندگي بيشتر، هوا از نواحي ديگر سردتر است،ولي در مناطق جنوبي و غربي به علت كمي بارندگي هوا گرمتر بوده داراي تابستان هاي گرم و خشك و زمستان هاي معتدل تر است در مناطق كوهستاني به علت برف و يخبندان ارتباط روستائيان و قبايل نيمي از سال با يكديگر قطع مي شود و آب و هوا تاثير بسيار در پراكندگي و جدايي جمعيت دارد. منابع آب زير زميني افغانستان نسبتا غني است در شهر كابل آب در عمق 3-4 متري زمين قرار دارد؛ وليكن به دلايل فني، كمتر از آب زيرزميني استفاده شده و عموما مردم در اكثر نقاط افغانستان با مشكل كمبود آب (آشاميدني – كشاورزي) روبرو هستند و تنها 22% به آبهاي سالم مصرفي دسترسي دارند (39% شهرها، 18% روستاها)
پ) جغرافياي انساني
جمهوري اسلامي افغانستان در سال 1997 در حدود 28 ميليون نفر جمعيت داشته است، و از اين نظر چهل و هفتمين كشور جهان محسوب مي گردد. پيش بيني مي گردد با بازگشت مهاجران افغاني از آسيا (به خصوص پاكستان،ايران و امارات) و اروپا (به ويژه آلمان، فرانسه) و آمريكا و استراليا، جمعيت كشور در سال 2004 به حدود 28 ميليون نفر بالغ گرديد. رشد جمعيت %2/3 بوده و تراكم جمعيت حدود 31/9 نفر در هر كيلومتر مربع است. (6)
پر جمعيت ترين شهرهاي آن عبارتند از:
كابل (پايتخت) 000/340/2 نفر ، قندهار 000/500 نفر، هرات (000/177 نفر) ، مزار شريف 000/130 نفر، جلال آباد 000/58 نفر قندوز 000/57 نفر، بغلان 000/41 نفر. بقيه شهرها جمعيت اندكي داشته و با چهره سازي روستايي مانند و حتي ظاهر يك شهر را نيز ندارند. 16/5% در شهر و 7/73 در حدود 20000 روستا ساكن هستند و 8/6% بقيه نيز زندگي عشايري (چادر نشين) دارند؛ و به دليل اينكه حدود 17 ميليون افغاني در خارج از شهرها زندگي مي كنند، اساس جامعه در اين كشور «ده» مي باشد. متوسط طول عمر 43 سال، و اميد به زندگي 41 سال و نرخ مرگ و مير كودكان بين 182 تا 200 در هر 1000 نفر كودك است.
به علت نظام قومي و قبيله اي ، شرايط خاص اجتماعي و اقتصادي نبوده جاده هاي مناسب براي رفت و آمد (به حدي كه اكثر جاده هاي روستايي و يك سوم راههاي بين شهري در زمستان مسدود مي گردد)، نبود وسايل حمل و نقل و مشكل بودن زندگي در شهرها، به علت فقدان كار و درآمد، و عدم پذيرش افراد قابل ديگر در ميان قبيله جديد، مهاجرت و رفت و آمد در كشور محدود است و بيش 80% جمعيت معمولا در همان جايي به سر مي برند كه متولد گرديده و حداكثر از محدوده جغرافيايي قبيله، چند كيلومتر اين طرف و آن طرف مي روند. بر اثر وقوع جنگ داخلي در كشور پس از سال 1980 م حدود 6 ميليون نفر از اهالي كشور، به دو كشور پاكستان وايران حتي اروپا و آمريكا و استراليا مهاجرت كرده اند(7).
اديان و مذاهب
98% مردم افغانستان مسلمان هستند، كه شامل 80% سني و 18% شيعه (شيعه اثني عشري و اسماعيلي) مي باشند. حدود 2% هندووسيك و مسيحي و 1 خانواده يهودي نيز در اين كشور زندگي مي كنند.
جامعه افغاني، به دليل تاثيرپذيري از نهاد خانواده روستايي و عشيره ايي، تعهد و تقيد فوق العاده شديدي نسبت به دين و مذهب داشته خرافه باورهاي سني غلط درآن به شدت رواج داشته و عموم مردم در فقر و جهل به سر مي برند.
تنها 38% افغاني ها با سواد هستند كه 47% از مردان و 15% از زنان را در بر مي گيرد (8) .
3 -1- 3 ساختار سياسي افغانستان
الف ) جغرافياي سياسي افغانستان
افغانستان در منطقه حساس و استراتژيك «خاورميانه »قرار گرفته است. از يك سو به « شبه قاره هند» و از سوي ديگر به كشورهاي معروف به «آسياي مركزي» و نيز با توجه به هم مرزي با «جمهوري خلق چين» با «کشور هاي شرق آسياي » مرتبط است.
سلسله جبال «هندوكش» كه قسمت وسيعي از خاك كشور را پوشانده، همواره سد محكمي در مقابل مهاجمان از شمال به سمت جنوب و مهاجمان از جنوب به سمت شمال و يا از غرب به شرق و نيز بالعكس.
افغانستان، در دو قرن گذشته، حائلي ميان امپراتوري هاي «شرق» و «غرب» بوده است. جدايي اين منطقه از ايران و پيدايش كشوري به نام «افغانستان» به همين منظور بود. مقصد آن بود كه ديوار مستحكمي بين مرزهاي استعماري شرق و غرب وجود داشته باشد؛ حتي در منطقه مال غربي آن «تنگه واخان» (خيبر) را ضميمه خاك افغانستان نگاه داشتند تا بين «هند» كه تحت استعمار «انگليس» بود، با آسياي مركزي كه در تصرف روسيه قرار گرفت فاصله و جدايي بيندازد.
در حال حاضر، به دليل قرار گرفتن در مرز با «آسياي ميانه» و اهميت انتقال منابع زير زميني اين كشورها به دنيا از خاك افغانستان، همجواري با ايران و حالت تخاصم ايالات متحده امريكا با ايران؛ توليد بيش از يك دوم مواد مخدر جهان در آن و سند پيروزي ديپلماسي سياسي و نظامي امريكا و جورج بوش در آغاز قرن بيست و يكم و اراده جهاني براي بازسازي آن، طرف توجه محافل بين المللي و دولت هاي همسايه قرار دارد ؛ اما آرام آرام اين حساسيت ها كاسته شده و تنها نقشي محدود در منطقه به آن واگذار مي گردد.
تقسيمات كشوري
جمهوري افغانستان به 34 ولايت (استان) تقسيم مي گردد (9) :
1. ارزگان (Uruzgan) به مرکز «ترين کوت»
2. بادغيس(Badghis) به مرکزيت «قلعه نو»
3. باميان (Bamian) به مرکزيت «باميان»
4. بدخشان (Badakhashan) به مرکزيت »فيض آباد»
5. بغلان (Baghlan) به مرکزيت «بغلان »
6. بلخ (Balkh) به مرکزيت «مزار شريف»
7. پروان (Paruan) به مرکزيت «چاريکار»
8. پکتيا (Paktia) به مرکزيت «گرديز»
9. پکتيکا (PaktiKa) به مرکزيت «شرنه»
10. تخار (Takhar) به مرکزيت «تالقان»
11. جوزجان (Jowzjan) به مرکزيت «شبرغان»
12. خوست ( khost ) به مرکزيت «خوست »
13. زابل (Zabol) به مرکزيت «قلات» (کلات)
14. سمنگان (Samangan) به مرکزيت «آيبک» (سمنگان)
15. سر پل (SARPOOL) به مرکزيت سر پل
16. غزني( Ghazni)به مرکزيت «غزني»
17. غور (Ghowr) به مرکزيت «چخچران»
18. فارياب (Faryab) به مرکزيت «ميمنه»
19. فراه (Farah) به مرکزيت «فراه»
20. قندوز (Qanduz) به مرکزيت «قندوز»
21. قندهار (Qandahar) به مرکزيت «قندهار»
22. کابل (kabul) به مرکزيت «کابل»
23. کاپيسا (kapisa( به مرکزيت «محمودراقي»
24. کنر (Konar) به مرکزيت «اسد آباد»
25. لغمان (Loghman) به مرکزيت مهترلام
26. لوگر (Lowgar) به مرکزيت «برهکي»
27. ننگرهار (Nangarhar) به مرکزيت «جلال آباد»
28. نيمروز (Nimruz) به مرکزيت «زرنج»
29. وردک (Vardak) به مرکزيت «ميدان شهر»
30. هرات (Harat) به مرکزيت «هرات»
31. هلمند (Helmand) به مرکزيت «لشگرگاه»
32. پنچشير (panjshir ) به مرکزيت« پنجشير »
33. دايکندي ( daykandy ) به مرکزيت دايکندي
34. سرپل ( sarpol ) به مرکزيت سرپل
ب)نيروهاي نظامي
با توجه به اينکه جنگ داخلي در افغانستان پايان نيافته و نيروهاي واكنش سريع ناتو (ايالات متحده امريكا و انگلستان) در بخش هايي از كشور با بقاياي گروه طالبان و سازمان تروريستي القاعده مبارزه مي كنند، براساس قوانين موجود، تمام نيروهاي مسلح زير نظر «وزارت دفاع ملي» بوده و سران قبايل و نيز برخي احزاب و حتي واليان نيز ارتش ويژه و مخصوص به خود دارند از جمله ژنرال دوستم ، ژنرال عطا ، ژنرال ملک و ساير فرماندهان محلي .
نيروهاي مسلح حداکثر تا 70000 نفر در ابتدا پيش بيني شده بود اما با توجه به افزايش نا آرامي ها در افغانستان و تحولات انجام شده ژنرال وردک وزير دفاع خواهان گسترش آن تا 200000 نفر گرديده است و سربازان از ميان مردان 15 تا 40 ساله انتخاب مي شوند. اين نيرو ها در ارتش در قسمت نيروي زميني فعاليت دارند و نيروي هوايي افغانستان منحل گرديده است و قرار است تحت رهبري آمريکا با با هواپيما هاي غربي باز سازي گردد. خدمت سربازي دلخواه است و داوطلبان از اردوي ملي جهت خدمت به وزارت دفاع حقوق دريافت مي كنند (10).
پايگاه هاي مهم نيروي نظامي هوايي عبارتند از :
قندوز 2- شنيدند 3- بگر ام 4- مزار شريف 5- هرات 6- غزنين غزني 7- قندهار 8- جلال آباد
اين پايگاه ها در اختيار نيروهاي ائتلاف و ناتو و آمريکا هستند . پس از فروپاشي حكومت طالبان، مطابق توافق نامه در هريک از امور مربوط به امنيتي ونظامي کشور هاي زير مسئوليت دارند .(11)
ايا لات متحده امريکا : اردوي ملي افغانستان
ژاپن : پروسه حرفه اي سازي و ادغام مجدد
جرمني : پوليس ملي
ا نگلستان : مبا رزه با مواد مخدره
ا يتا ليا : امور قضائيه
ژنرال عبدالرحيم وردک، وزير دفاع افغانستان مي گويد نيروهاي ارتش اين کشور خلاف آنچه قبلا پيش بيني شده بود، به جاي هفتاد هزار، به دوصد هزار نفر نياز دارد.
آقاي وردک در بازگشت از اجلاس کشورهاي عضو ناتو در بروکسل، در يک کنفرانس خبري در کابل گفت که شرايط موجود در افغانستان تقاضا مي کند سربازان ارتش اين کشور افزايش يابد.
او گفت: "طرح نيروي هفتاد هزار نفري براي ارتش افغانستان بدون در نظر داشت نيازها و چالش هاي امنيتي در اين کشور آماده شده بود ولي حالا با بررسي شرايط موجود، تصميم بر اين است که نيروهاي ارتش افغانستان تا دو صد هزار نفر افزايش يابد."
وزير دفاع افغانستان گفت براي عملي کردن اين برنامه، در کنار جذب داوطلبانه، برنامه هاي سوق اجباري جوانان به ارتش نيز اجرا خواهد شد ولي او در مورد تعيين زمان مشخصي براي اجراي اين طرح جزيياتي ارايه نکرد.
'اسلحه مدرن'
ژنرال وردک، وزير دفاع افغانستان همچنين اعلام کرد که ناتو در اجلاس اخير در بروکسل، به درخواست افغانستان مبني بر تجهيز نيروهاي افغان به اسلحه مدرن، جواب مثبت داده است.
آقاي وردک، يکي از دلايل ناتواني نيروهاي ارتش و پليس ملي افغانستان را نبود اسلحه مدرن و تجهيزات نظامي کار آمد در اختيار آنها خواند.
او گفت: "نيروهاي افغان اسلحه کهنه و ناکار آمد در اختيار دارند و اين موضوع روحيه سربازان را در مبارزه با شورشيان تضعيف کرده است."
وزير دفاع افغانستان گفت که سران ناتو از اين درخواست استقبال کرده و وعده داده اند که تجهيزات جديد نظامي را ظرف دو تا سه ماه آينده در اختيار نيروهاي افغان قرار دهند.
توافقنامه استراتژيک
ژنرال وردک تاکيد کرد که ارتش افغانستان بايد پس از پايان ماموريت نيروهاي ناتو که در کنفرانس لندن، مدت اين ماموريت پنج سال در نظر گرفته شده، توانايي دفاع مستقلانه از افغانستان را پيدا کنند؛ هرچند او گفت احتمال دارد ماموريت نيروهاي ناتو در افغانستان نيز بيش از پنج سال تمديد شود.
آقاي وردک گفت بزودي افغانستان توافق نامه استراتژيک دراز مدت را با پيمان آتلانتيک شمالي ناتو امضا خواهد کرد.
در اجلاس کشورهاي عضو ناتو در بروکسل، افغانستان يگانه کشوري بود که بدون داشتن عضويت پيمان ناتو، براي نخستين بار در اين اجلاس شرکت کرد.
وزير دفاع افغانستان گفت در اجلاس سران ناتو موضوع امنيت و استقرار ثبات در اين کشور، در محور بحث ها قرار داشته است.
پ) ساختار سياسي :
قوه مجريه
ساختار افغانستان سياسي افغانستان رياست جمهوري است (12) .
بالاترين مقام سياسي در افغانستان رييس جهمور است که با راي مستقيم مردم به همراه معاون اول و دوم خود براي يک دوره 5 ساله اتنخاب مي شود . رئيس جمهور نظر به ماده ٦١ قانون اساسى وقانون انتخابات، با کسب اکثريت بيش از پنجاه درصد آراي رأي دهنده گان انتخاب ميگردد. هرگاه در دور اول هيچ يک از کانديدان نتواند اکثريت بيش از پنجاه في صد آرأ را به دست آورد، انتخابات براي دور دوم در ظرف دو هفته از تاريخ اعلام نتايج انتخابات برگزار مي گردد و در اين دور تنها دو نفر از کانديداني که بيشترين آرأ را در دور اول به دست آورده اند، شرکت مي نمايند. در دور دوم انتخابات، کانديدي که اکثريت آرأ را کسب کند، رئيس جمهور شناخته مي شود.
قسميکه در ماده ٦٤ قانون اساسى جمهوري اسلامي تصريح گرديده، رئيس جمهور داراي صلاحيتها و وظايف ذيل مي باشد:
· مراقبت از اجراي قانون اساسي؛
· تعيين خطوط اساسي سياست کشور به تصويب شوراي ملي؛
· قيادت اعلاي قواي مسلح افغانستان؛
· افتتاح اجلاس شوراي ملي ولويه جرگه؛
· تعيين وزرا، لوي سارنوال
· رئيس بانک مرکزي
· رئيس امنيت ملي
· رئيس واعضاي ستره محکمه به تأييد ولسي جرگه
· توشيح قوانين و فرامين تقنيني
· انتخاب 3/1 افراد مجلس سنا
· اعلام جنگ و يا صلح دعوت
· تشکيل لويي جرگه و انتخاب نفرات انتصابي آن
· انتخاب افراد کمسيون مستقل انتخابات و...
وظايف معاونت هاي رئيس جمهور
وظايف اين دو معاون بذل مساعدت به رئيس جمهور دراجراي وظايف شان ميباشد. معاون اول همچنان وظايف رئيس جمهور را در صورت استعفأ، فوت ويا مؤاخذه وى پيش ميبرد. در چنين حالات، درظرف سه ماه انتخابات جديد برگزار خواهد شد وهر دو معاونين رياست جمهوري ميتوانند خود را کانديد رياست جمهوري نمايند.
رئيس جمهور موقت نمي تواند :
o در قانون اساسي تعديل وارد نمايد
o هيچ وزير را برطرف نمايد
o به آراي عمومي (رفراندم) متوسل گردد
قوه مقننه
قوه مقننه افغانستان يا شوراي ملي داراي 351 نماينده است و بصورت دومجلس شوراي نمايندگان(ولسي جرگه) و مجلس سنا( مشرانو جرگه ) اداره مي گردد .
اعضاي پارلمان با راي مستقيم مردم و براي يک دوره 4 ساله انتخاب مي گردند . تعداد نفرات پارلمان 249 نفر مي باشد . اين پارلمان به نام شوراي نمايندگان (ولسي جرگه) معروف است . مجلس سنا ( مشرانو جرگه ) 102 نفر عضو دارد که 3/1 انرا رييس جمهور منسوب مي کند و 3/2 آنرا از طريق شوراهاي ايالتي به مجلس سنا راه مي يابند .
در حال حاضر به دليل مشخص نبودن مرز بندي دقيق ميان بخش ها و عدم انجام انتخابات در بخش ها افراد مربوط به شوراهاي ولسوالي از ميان افراد شوراهاي ولايتي انتخاب شده اند .
شوراي ملي داراي اختيارات ذيل است :
1. تصويب، تعديل يا لغو قوانين و يا فرامين تقنيني ،
2. تصويب پروگرامهاى انکشافي اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادى و تکنولوژيکي ،
3.تصويب بودجه دولتي و اجازه اخذ يا اعطاى قرضه،
4.ايجاد واحدهاى ادارى ، تعديل و يا الغاى آن ،
5.تصديق معاهدات و ميثاقهاى بين المللي يا فسح الحاق افغانستان به آن ،
6.ساير صلاحيتهاى مندرج اين قانون اساسي(13)
و قانون اساسي صلاحيت هاي انحصاري پارلمان(ولسي جرگه) را جدا از مجلس سنا مشخص نموده است:
ولسي جرگه (پارلمان ) داراى صلاحيتهاى اختصاصي ذيل مي باشد
1. اتخاذ تصميم در مورد استيضاح از هر يک از وزرا مطابق به حکم ماده نود و دوم اين قانون اساسي،
2. اتخاذ تصميم راجع به پروگرامهاى انکشافي و بودجه دولتي ،
تاييد يا رد مقرريها (انتصابها) مطابق به احکام اين قانون اساسي (14)
قوه قضائيه
قوه قضاييه رکن مستقل دولت جمهورى اسلامي افغانستان مي باشد. قوه قضائيه مرکب است از يک سترمحکمه ، محاکم استيناف و محاکم ابتداييه که تشکيلات و صلاحيت آنها توسط قانون تنظيم مي گردد. ستره محکمه به حيث عاليترين ارگان قضايي در راس قوه قضاييه افغانستان قرار دارد.
اعضاي (ديوان عالي )
سترمحکمه مرکب است از۹ عضو که از طرف رييس جمهور با تاييد ولسي جرگه تعيين مي گردند..بررسي مطابقت قوانين ، فرامين تقنيني ، معاهدات بين الدول و ميثاق هاى بين المللي با قانون اساسي و تفسير آنها بر اساس تقاضاى حکومت و يا محاکم ،مطابق به احکام قانون از صلاحيت سترمحکمه مي باشد. (15)