اعلامیه ی شورای همبستگی با جبهه ملی افغانستان دررابطه به آوازۀ ی شکل گیری حزبی نام نهاد زیر نام حزب
اعلامیه ی شورای همبستگی با جبهه ملی افغانستان دررابطه به آوازۀ ی شکل گیری حزبی نام نهاد زیر نام حزب جنبش ملی مردم افغانستان
نفوذ و اعتبار روز افزون حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان تحت رهبری ستر جنرال عبدالرشید دوستم در میان اقوام تورک کشور از یکطرف و شکل گیری و تحکیم پایه های ساختاری جبهه ملی افغانستان وتبارزقدرتمند ان درعرصه هاى سیاسى ، ملى، بین المللى ، حلقات وابسته به تیم تمامیت خواه حاکم را به هراس انداخته است ،
که از جمله میتوان ازبرگذاری کنفرانس برلین -و سه دوره مذاکرات کنفرانسهاى صلح درپاریس درسال میلادى گذشته بااشتراک سران ارشد جبهه ملى وگردهم آیى هاى جبهه ملى درتابستان امسال در جوزجان ، فاریاب ، تخار که دهها هزار نفر درآن اشتراک نموده بودندتذکرداد.اما تیم حاکم انحصار طلب تلاش نمودند که این حرکتهای قدرتمند جنبش ملی و جبهه ملی افغانستان رابا برخورد خشونت آمیزجواب بدهد .
که سوء قصد ناکام به جان ستر جنرال دوستم رهبر جنبش ملی و اسلامی و یکی از موسسا ن جبهه ملی و حمله مسلحانه اى دزدانه شب هنگام بالاى حاجی محمد محقق رهبرحزب وحدت اسلامى مردم افغانستان ویکی از رهبران ارشد جبهه ملی در بامیان ازنمونه هاى آن میباشد. هم چنان گردهم آیى اخیر سران جبهه ملى با اشتراک والى بلخ درپیوند به بحران کنونی کشور در شهر مزار شریف که رسانه هاى وابسته به حلقه تمامیت خواه قومی آنرا یک صف آرایى شمال وجنوب جلوه دادند .
شنیدن خبر تشکیل یک حزب جدید سیاسی، تحت ریاست یکی از معاونین جوان و اخیراً رشدیافته ی حزب جنبش ملی مردم افغانستان و والی معرفی شده ی این حزب به تصدی مقام ولایت جوزجان، جناب محمد عالم ساعی، با همکاری های تایید ناشده و غیر موثق عده ی کثیری از سیاسیون و تحصیل یافتگان جامعه ی تورک افغانستان، تحت نام حزب جنبش ملی مردم افغانستان،
رهبری شورای همبستگی را سخت شگفت زده ساخت.با تعمق روی نیازمندی های حیاتی و سازنده ی این مرحله ی تاریخی افغانستان، که یکبار دیگر کارگاه های سرکوبگر قبیله سالاران با شدت هرچه تمامتر اهداف بلندمدت امحای هویت های مستقل مردمی، اقوام و ملیتهای باهم برادر ساکن دراین کشور، با گذشت هر روز روشنتر می گردد، رجوع به اینگونه ساختارسازی های سیاسی، آنهم در نبود اهداف از پیش تعریف شده ی مبارزاتی، که التیام بخش دردها و رنج های خون چکان بجا مانده از گذشته تا امروز، در پیکر بیمار و استبداد زده ی خلق تورک و فراهم کننده ی همزیستی عادلانه و انسانی ایشان در کنار دیگر خلق های ساکن درین سرزمین، که با کمال تأسف هیچ علامتی ازآن درین تشکل سازی نامتجانس به چشم نمی خورد، ذهنیت مردم کشوررا متوجه آن تجارب تلخی میسازد که در گذشته های تاریخ، شاهان و امیران مستبد ، همچون امیر عبدالرحمان، نادرشاه، سردار داؤد، سردار هاشم وغیره،
در حیاتی ترین لحظات مبارزاتی خلق تورک و دیگر گروه های اتنیکی اقوام رانده شده از قدرت در افغانستان، توسط مستبدین قبایلی سرکوب می گردیدند، با رجوع بدان، یعنی ایجاد تفرقه از مجرای امتیازدهی های مقطعی، به گروهی از تشنگان و گرسنگان جاه و مقام، از میان خود مردم تورک و دیگر خلق های به پاخاسته در برابر استبداد، جنبش ها را از مسیر اصلی منحرف و استبداد را نهادینه می نمودند، که با کمال تأسف درین حرکتهای آخر سیاسی هم بیشتر ازآن که نیاز اتحاد و همبستگی واقعی مردم و پایان بخشی برنامه ریزی شده ی محرومیت ها و نابرابری ها درین کشور مطرح باشد، عده ای با نوعی تبانی با قبیله سالاران حاکم و تکیه بر مواقف نه چندان بلند دولتی که ظاهراً از نام خلق تورک افغانستان به ایشان اهداء گردیده است، وارد میدان گردیده اند.
شورای همبستگی با جبهه ملی افغانستان درحالیکه مخالف هیچ نوعی اقدامات متعهدانه ی سیاسی وروشنگرانه در جهت آگاهی بخشی مردم نسبت به تامین حقوق انسانی و طبیعی ایشان و هدفمند ساختن مبارزات مردمی در راستای پایان بخشیدن نابرابری های موجود در مناسبات باهمی اقوام و ملیت های ساکن این سرزمین نیست و نمی باشد، اما این گونه ساختار شکنی ها که در ان افراد مقام طلب، بعد از نایل شدن به منصب و مقامی، آنهم با استفاده از موقف های حزبی در عضویت هیئت رهبری یک تشکل ثابت وپابرجای سیاسی بنام جنبش ملی و اسلامی افغانستان، مصمم به تغییر جهت و نابودسازی آن ساختار سیاسی، که شکل گیری آن محصول خون هزاران جوان ناکام و نامراد خلق تورک ا ست، گردیده و ازاین طریق خواهان ایجاد پلکان ارتقاهای بعدی برای خود ها می باشند،در صورتیکه بزرگترین مشکل مردم افغانستان، منجمله تورکان کشور را در کمبود احزاب نبوده! بلکه در پائین بودن سطح فرهنگ سیاسی و دریافت شیوه های هم پذیری سیاسی و فکری، که منجر به اتحادهای خارایی ضد بیدادگری ها شود، می پندارد واین شورا از جمیع روشنگران و آگاهان امور اجتماعی و سیاسی جامعه کشور توقع دارد، که بجای پرداختن به چنین بازی و معامله های بی محتوا و مقام طلبانه ی ، با درمان دردهای لاعلاج و مزمن این مردم رنج دیده و پامال شده، به جستجوگران واقعی، علل این همه دردها و رنج ها مبدل شوند، نه اینکه از نام مردم در جهت رسیدن به خواسته ها و امیال فردی ویا گروهی استفاده ی سوء بعمل آورده و تجارب تلخ گذشته ها را، یکبار دیگر تکرار ودرسهای فراموش ناشدنی فراوانی ازین بابت در آستین است، که نباید بی اعتنا بود!!!!
شورای همبستگی با جبهه ملی افغانستان باور دارد که جامعه تورک کشوردرین شرایط حساس و تاریخی کشور، که از یک طرف نیروهای تمامیت طلب حاکم، همچون گذشته ها، با تمامی توانمندی های داخلی و خارجی خود، در تلاش اعاده و تحکیم حاکمیت های قبیله سالارانۀ تک ملیتی خود قرار داشته و منافع عمومی مردم افغانستان را از زاویۀ منافع قبایل متعلق به خود، مورد ارزیابی قرارداده و در حال قربانی نمودن منافع عموم در پای منافع خود و قبیلۀ خود می باشند و از جانب دیگر دور سوم انتخابات ریاست جمهوری کشور در حال تقرب زمانی خود قرارداشته و حلقات مختلف سیاسی کشور را در برابر سوال عظیم و لاجواب دموکراتیک، عادلانه و شفاف بودن خود قرار داده و بازیگران بین المللی ذیدخل در امور حیاتی کشور ما هم، با دقت به دنبال تآمین منافع سیاسی و اقتصادی خود درین منطقۀ آسیا بوده و با تعیین سال دو هزار و چهارده، بعنوان سال خروج قطعی نیروهای نظامی خود از افغانستان، یک حالت سردرگمی و بی اعتمادی نسبت به آینده را در اذهان مجموع باشندگان کشور در حال خلق نمودن می باشند، یکجا با صدها مسألۀ حیاتی دیگری، که اشداً محتاج به دریافت راه حل های دایمی و سازنده برای خود است، اعلان شکل دهی این حزب جدید، آنهم از پیکر حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان، بعنوان یگانه نهاد سیاسی برخاسته از متن جامعۀ تورکان کشور و محصول خون هزاران جوان سربرکف و شهید در سنگر مبارزات عدالتخواهی، سخت مسأله سازبوده ، و با تکیه بر تجارب تلخ گذشته ها، نوعی تبانی و سازش با حلقات حاکم را در ذهن مردم ما تداعی میسازد.
شورای همبستگی با جبهه ملی افغانستان ، باور کامل دارد، که جامعۀ تورکان و مجموع اقوام و ملیت های ساکن افغانستان در چنین یک حالتی، محتاج وحدت، یک پارچگی و انسجام آگاهانه با گذشت از کشیدگی ها و تناقضات سلیقوی و اعتقادی خورد و بزرگ میان خودی بیشتر از هر زمان دیگری بوده و بایست جلو هرنوع تشکیلات سازی های سیاسی، که استوار بر درک مشخص از اوضاع مشخص نباشد، با محاسبۀ نقش مخرب آنها در میان مردم، خصوصاً نیروهای آگاه و مبارز جامعه، تحت هر نام و عنوانی که باشد، گرفته شود، تا اینگونه فعالیت های حساب ناشده، آبی نگردد به آسیاب دشمن و بی مبالاتی نسبت به منافع توده های ملیونی اقوام تورک و مجموع مردم این سرزمین.این عمل یک عکس العمل منشعب از توطئه های عمیق و نفاق افگنانۀ دشمنان بوده و مستقیماً از کمبود تجربه و ساده انگاری های سیاسی بعضی فعالین سیاسی مردم ما سرچشمه می گیرد و هدف اصلی آن مسلماً، مصروف سازی مردم تورک، خصوصاً جوانان و روشن اندیشان این مردم درین شرایط حساس تاریخ در کشمکش های بی هدف داخلی و دورنگهداری روشنفکران جامعۀ ما از سهم گیری به پروسۀ حل قضایای بنیادی و حیاتی جامعۀ افغانستان است .اتحاد آگاهانۀ مردم مظلوم تورک افغانستان را بزرگترین سنگر عدالتخواهی ایشان به حساب می آورند، ولی اینگونه بازی ها را به هیچ وجهی نمی تواند همسو با منافع عدالتخواهانه و آگاهانۀ مردم به حساب آورد. مردم ترک به اتحاد و همبستگی بیشتر نیاز دارند تا افتراق و پراگندگی های ناشی از احساسات و یا تحریک دشمنان.امید به اتحاد آگاهانه و خارائی مردم تورک تا زنجیر اسارت و بیعدالتی را برای همیش درهم شکند واتحاد و همبستگی واقعی مردم تورک ، نیازمند فهم و درک خودآگاهانه و حقیقت شناسانه ی مردم از کنه قضایای جاری در افغانستان است. من الله توفیق
هیئت رهبری شورای همبستگی با جبهۀ ملی در اروپا
ماه – فبروری – سال- ۲۰۱۳ میلادی